ما قرار بود نمایندگی یه برند غذایی رو از تهران بگیریم تا آقای خودمون باشیم، رئیس و آقابالاسر نداشته باشیم
زد و مسئول این برند همکار سابق ما از آب دراومد و یه چیزی باعنوان پارتی بازی و اینا ولی در ظاهر..
همه چی داشه خوب پیش می رفت و اینها تا اینکه ما نرخ محاسبه سود را فهمیدیم و دیدیم به درد نمی خوره!
خلاصه شیر از خدا خواسته گفت بیا بریم کار خودمون رو شروع کنیم و کافی شاپ داشته باشیم و الخ
لازم به گفتنه که من یه دو سه ماهی خیلی برای این قضیه تلاش کردم، تماس های تلفنی مکرر، پیگیری های زیاد، هماهنگی برنامه های مسئولان اون برند و خودم و شیر و پی گیری برای گرفتن مغازه و اینا
سر کافی شاپ خودمون و اینا شیر گفت که همه کارش رو قول می دم خودم انجام بدم و این صوبتا..
خلاصه می خوام لیست کنم کارهایی رو که کردم برای ثبت در تاریخ( این جمله مخاطب خاص دارد!)
1- تماس های مکرر با 118 جهت گرفتن شماره املاک های منطقه های مختلف کرج و بخصوص عظیمیه در روزهای پنجشنبه که تعطیل بودم
2- پیدا کردن آژانس املاک هما، قرار گذاشتن و رفتن برای دیدن محل
3- قبل از همه گرفتن وام 12 میلیونی برای شروع کار
4- مغازه را پس از فراز و فرود بسیار و البته پیگیری های من گرفتیم
5- برند که منتفی شد تماس با مسئولین جهت نقض اون قرارداد ( ناگفته نماند، تعدیل و تغییر بندهای قرارداد همه با من بود و اعلام به مسئول برند و ...)
6- کارگر گرفتم که رومالین ها رو درآورد
7- نقاش آوردم که سقف رو رنگ کرد
8- کناف کار آوردم که کناف کرد
9- سرامیک رو دیدم و با شیر هم یه دور زدیم و سرامیک رو با هم خریدیم و آوردیم با چسب و سایر مخلفات
10- برق کار آوردم
11- نقاش برای رنگ مجدد سقف
12- رفتم خیابان آبان و یه جایی رو برای خرید تجهزات پیدا کردم که البته از اونجا چیزی تهیه نکردیم
13- رفتم سراغ یه نفر برای نئون
14- از میثم خواستم که یه طرح بده و یه هفته ازش پیگیری کردم، طرح اوکی نبود اما یه ایده به ذهن من رسید
15- شیر ایده رو گرفت و روش کار کرد، قرار بود به دوستش نشون بده
16- برای ام دی اف اقدام کردم و خریدم و یه نفر رو آوردم که هم اون رو نصب کنه و هم یه میز برای کنار شیشه بذاره
17- توی اینترنت یه نفر رو برای تجهیزات گیر آوردم حداقل 30 بار تلفنی هماهنگ کردم، 2 بار آوردمش مغازه و نقشه کار رو کشیدیم و پول به حسابش ریختم
18- برای پرده حداقل 5 بار مراجعه کردم و چند بار زنگ زدم، هنوز اوکی نشده
19- با شیر رفتیم یافت آباد برای خرید صندلی، خرید کردیم، 10 روز بعد آوردن، توی اون 10 روز پیگیری کردم، تحویل گرفتم، تسویه حساب کردم
20- رفتم سبزه پرور برای مجوز بهداشت، چندین بار تلفنی صحبت کردم برای مجوز و اینا
21- رفتم اصناف، با مدیرش به واسطه صاحب ملک حرف زدم.. وقت گذاشتم اومد مغازه رو دید
22- رفتم حباب دستشویی خریدم، برای گچ کاری کناف رفتم، سلط خریدم، هالوژن خریدم
23- یه نفر رو آوردم که اونجا رو تمیز کرد
24- توی روزنامه ها آگهی دادم، تلفن ها رو جواب دادم ولی کسی انتخاب نشد
25- به مراکز کاریابی زنگ زدم، 5 تا مرکز و چندین بار پیگیری کردم ولی نشد
26- به خانم عزیزآ زنگ زدم برای نیرو ولی نشد
27- برای تسویه حساب کناف اقدام کردم..
28 - شیر یه سری عکس پیدا کرد و رفت میدون ولی عصر برای پرینت و اون ها رو آورد و نصب کردیم
29- به استو جنکس چند تا ای میل زدم که از عکس هاش استفاده کنیم
آقاشیره اگه اینجا رو می خونی بقیه رو شما اضافه کن!